» «ما تحمل می کنیم، اما روسیاهی به ذغال خواهد ماند»

عبدالله رمضان زاده یکی از شاکیان پرونده ی مشفق و سخنگوی دولت سید محمد خاتمی، این روزها در در بند دوالف، همراه با همسنگر خود بهزاد نبوی، دیگر شاکی پرونده کودتاگران دوران حکم خود را می گذراند.

همسر این فعال اصلاح طلب می گوید: هر نامه ای که منتشر می شود و امضای زندانیان را در خود دارد به سراغشان می روند و مورد بازخواست قرار می دهند که چرا امضا کردید. در مورد این نامه اخیر هم همینطور بوده است و آقای رمضان زاده و آقای نبوی را بازجویی کردند که چرا امضا کردید. از آن ها می خواهند که تکذیب کنند اما موفق نمی شوند و آقای رمضان زاده و نبوی زیر بار تکذیب نمی روند.

اواخر زمستان سال گذشته کلمه گزارش داد که بازجویان رمضان زاده، سخنگوی دولت اصلاحات که از موفق ترین استانداران استان کردستان در بحران ها بوده است، بارها از او درخواست کرده بودند تا با انتشار اطلاعیه ای، نسبت به اطلاعیه های جبهه مشارکت و همچنین «شورای هماهنگی اصلاح طلبان کُرد» واکنش نشان دهد و ضمن تکذیب این اطلاعیه ها، که در حمایت از تجمعات خیابانی صادر شده بود، تاکید کند که این اطلاعیه ها ساختگی است.

بر اساس همان گزارش در آخرین بازجویی، به رمضان زاده ابلاغ شده بود بین بازگشت به زندان و تکذیب اطلاعیه ها یکی را انتخاب کند، که عبدالله رمضان زاده با پافشاری بر مواضع خود، رهسپار زندان شد.

همان روزها دکتر رضا خاتمی عضو شورای “مرکزی جبهه ی مشارکت ایران اسلامی در یادداشتی برای این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران گفته بود: عبدالله رمضان زاده هم به سبز آباد اوین بازگشت. به او گفته بودند یا باید مصاحبه کنی و بیانیه بدهی در محکومیت ٢۵ بهمن و علیه جبهه مشارکت و یا به زندان برگردی و او همان کاری کرد که یک غیور می کند و به رسم معهود همه آزادمردان تن را به زندان جور سپرد اما آزادگی و مردانگی خود را نفروخت.”

دکتر رمضان زاده دارای مدرک دکترای روابط بین الملل و متخصص مطالعات منطقه ای با تمرکز بر منطقه خاورمیانه است. قائم مقام دبیرکل جبهه مشارکت چندی پیش در حالی که فقط ۱۴ سال سابقه کاری داشت بر اثر فشارهای مختلف خود را بازنشسته کرد.

آسیه کریم زاده همسر عبدالله رمضان زاده در گفتگو با کلمه می گوید: احکام صادر شده که متاسفانه ناعادلانه بوده است لااقل برای دوران محکومیتشان عدالت را رعایت کنند و همان حقوقی که در زندان ها زندانیان عادی دارند در مورد این عزیزان هم رعایت شود که در این دوران محکومیت آسیب کمتری به خود و خانواده هایشان وارد شود.

متن گفتگوی کلمه با همسر عبدالله رمضان زاده به شرح زیر است:

آقای رمضان زاده در حال حاضر در چه وضعیتی هستند؟

فعلا که در بند ۲ الف سپاه با آقایان بهزاد نبوی و ملک زاده هم بند هستند.

طی ماه های اخیر به مرخصی هم آمدند؟

شهریور ماه سه یا چهار روز برای امتحان های ترم تابستانی به مرخصی آمده بودند.

آقای دکتر این روزها دوران محکومیت خود را طی سپری می کنند. چرا در بند ۳۵۰ یا بندهای عمومی نیستند و در بند سپاه نگهداری می شوند؟

راستش را بخواهید ما خودمان هم خبری از دلیل این تصمیم نداریم. گرچه به قول خود آقای رمضان زاده آنجا هم زندان است. وقتی ما اعتراض می کنیم می گویند که آنجا هم زندان است و حبس فرقی ندارد.

آیا آقای رمضان زاده به این وضعیت به طور رسمی اعتراض کرده اند؟

نه. همسر من درخواستی از آن ها نکرده است. می گوید که هر کاری که می خواهند بکنند. البته تنها خوبی آن بند این است که امکان ملاقات حضوری بیشتر فراهم است.

فشارهایی که در چند ماه گذشته بر روی شاکیان پرونده سردار مشفق و امضا کنندگان نامه ها و بیانیه های صادر شده از اوین می آید آیا بر روی آقای دکتر هم وجود دارد؟

هر نامه ای که منتشر می شود و امضای زندانیان را در خود دارد به سراغشان می روند و مورد بازخواست قرار می دهند که چرا امضا کردید. در مورد این نامه اخیر هم همینطور بوده است و آقای رمضان زاده و آقای نبوی را بازجویی کردند که چرا امضا کردید و خب طبیعتا این دو عزیز هم گفته اند که ما تا در زندان هستیم وضع به همین منوال خواهد بود و چاره کار شما این است که زندانیان سیاسی را آزاد کنید. ما وقتی بیرون باشیم مسئولیت کارمان را خودمان می پذیریم. اما الان هیچ کاری نمی توانیم بکنیم. نه می توانیم تایید کنیم و نه تکذیب. به هر حال از آن ها می خواهند که تکذیب کنند اما موفق نمی شوند و آقای رمضان زاده و نبوی زیر بار تکذیب نمی روند.

از آنجایی که آقای رمضان زاده در بندی غیر قانونی نگهداری می شوند و منطقا شما نمیتوانید به طرق رسمی در خواست های قانونی خود را مطرح کنین آیا شما با بازجوها و یا رابطین سپاه در ارتباط هستید؟

من به شخصه با کسی ارتباط خاصی ندارم. البته ایامی بوده که به خاطر امتحانات ما تماس گرفتیم و پیگیری کردیم. اما برای مسایل دیگر ما درخواست نمی دهیم. برادرشان چند بار از طریق دادستانی فکس هایی فرستاده اند که معمولا جوابی داده نمی شود از طرف دادستانی. برای مرخصی چند عید گذشته هم که برادرشان درخواست دادند قبول نکردند و گفتند که بیانیه امضا کرده اند برای همین مرخصی نمی دهیم.

شما از آقای نبوی هم خبر دارید؟

دکتر برای آقای نبوی به خاطر درد شدیدی که در کمر و مهره های کمر دارند فیزیوتراپی نوشته بود. حدود ۱۰ جلسه اول را ۲ یا ۳ ساعت مرخصی می دادند که همسر آقای نبوی میبردند ایشان را فیزیو تراپی و برمیگرداندند زندان. اما وقتی ۱۰ جلسه تمام شد گفتند که برای ۱۰ جلسه بعدی مجددا باید پزشک قانونی تایید کند. یک هفته ای قطع کرده بودند فیزیوتراپی را اما هفته گذشته دوباره برقرار شده به همان روال قبل. می گویند آقای نبوی کمرشان خیلی درد می کند و این روزها خیلی درد می کشد.

اگر در تماس مستقیم نیستید از طریق سایت کلمه پیامی برای مسئولان قضایی کشور دارید؟

همین مساله که برای زندانیان وجود دارد برای همه تقریبا مشترک هست که از لحاظ قانونی باید تمام این زندانیان ملاقات های مرتب داشته باشند ملاقات های حضوری و مرخصی های ماهانه حتما باید داشته باشند. ماهی ۳ تا ۵ روز و تلفن های مرتب. البته آقای رمضان زاده به خاطر اینکه بند متفاوتی هستند تلفن می زنند ولی ما توقع داریم همه زندانیان سیاسی بتوانند از حداقل حقوقشان برخوردار باشند. مثلا زندانیان سیاسی رجایی شهر که اصلا همین ملاقات های هفتگی را هم محدود تر دارند. اینها باید عادلانه رعایت شود. احکام صادر شده که متاسفانه ناعادلانه بوده است لااقل برای دوران محکومیتشان عدالت را رعایت کنند و همان حقوقی که در زندان ها زندانیان عادی دارند در مورد این عزیزان هم رعایت شود که در این دوران محکومیت آسیب کمتری به خود و خانواده هایشان وارد شود.

فضای سیاسی داخل کشور را چطور ارزیابی می کنید؟

البته به هر حال در این مدت مشخص شد که با زندانی کردن اینها نه حاکمیت نفعی برد و نه جامعه. احکام را باید کاهش دهند و زندانیان را آزاد کنند که فضای سیاسی باز شود. همان حرفهایی که آقای خاتمی گفت را اگر اجرا کنند هم به نفع جامعه هست و هم به نفع خود این افراد هست. من باید قدری عاقلانه تر فکر کنند. فضا روز به روز به جای اینکه باز شود بسته تر می شود و افرادی را هم که بیرون هستند و حکمشان را اجرا نکرده بودند دارند بر میگردانند زندان. نمی دانم چطور است که از این همه مسایلی که ۲ سال گذشته پیش آمده اینها هنوز درس عبرت نگرفته اند.

و سخن آخر؟

به هر حال نصف مدت حکم حبس آقای رمضان زاده گذشته است. من به بازجوی ایشان هم گفته ام که ۲ سال نیم دیگر هم میگذرد و ما آن را تحمل می کنیم و می گذرد اما روسیاهیش به ذغال می ماند. با فشارها و رفتارهایی که داشتید، شما که هیچ نفعی نبردید، ما هم هیچ کدام از مواضعمان بر نگشتیم و همه در تفکر هستیم. به اعتقاد ما آنهایی که مواضع باطلی دارند باید متنبه بشوند از مواضعشان برگردند. ما هیچ فرقی نکردیم. از همان روز اول که عزیزانمان به زندان افتادند تا به حال و انشاالله که پایداری ملت ایران نتیجه داشته باشد و جامعه روز به روز به سوی آزادی بیشتر و شرایط بهتر برای مردم پیش رود.

Advertisements

دربارهٔ Majid

مجید هستم، نویسنده این وبلاگ. هر روز که از عمر رژیم جمهوری اسلامی میگذرد ناکارامد بودن این رژیم بیش از پیش مشخص میشود. وقت ان رسیده است که قدرت و سیاست به صاحبان اصلی ان که همانا مردم ایران هستند سپرده شود.پایان دیکتاتوری نزدیک است.آزاد باش ای ایران...!
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s