نگاهی دیگر؛ منتقدان آمریکا و نادیده‌گرفتن خطر اسلامگرایان

سیمور هرش در مقاله‌ای برای نیویورکر (ایران و بمب، ژوئن ۲۰۱۱) مدعی شد که در باب خطر ساخته شدن بمب اتمی توسط ایران مبالغه شده است.

هرش می گوید که شواهد بسیاری، از جمله ارزیابی‌های اطلاعاتی طبقه بندی شده وجود دارد که نشان می دهد ایالات متحده در معرض همان اشتباهی است که در مورد عراق مرتکب شد.

مطالب مرتبطنگاهی دیگر؛ سیاست در جهان غیر دمکراتیک، کسب و کار آلوده به خوننگاهی دیگر؛ حزب الله و القاعده، بازندگان اصلی بهار عربیاو بر این باور است که نگرانی از سیاست های رژیم‌های استبدادی می تواند تخمین‌ها نسبت به ظرفیت و تمایلات نیروهای نظامی این گونه دولت‌ها را دچار انحراف سازد. او پس از انتشار گزارش نوامبر سازمان بین المللی انرژی اتمی، دوباره سخن پیشین خود را تکرار کرد که شاهدی برای نظامی بودن برنامه اتمی ایران وجود ندارد. (۱۸ نوامبر ۲۰۱۱)

مقاله پیشین هرش در فضای سیاسی ایالات متحده مورد توجه قرار گرفت. دو تن از مقامات کاخ سفید در سایت پولیتیکو مدعای هرش را رد کردند. هرش در برنامه «اکنون دمکراسی» (که ایمی گودمن میزبان آن است) ایده خود را بارها تکرار کرده است. پس از آن بود که جرمی برنستین در مجله بررسی کتاب نیویورک در مطلبی با عنوان «روزآمد سازی ایران و بمب» که غیر مستقیم به مطلب هرش می پردازد به نوعی شواهد مرتبط با نگرانی غرب را یاد آور شد.

برای راستی آزمایی دیدگاه هرش و همفکرانش در میان چپ‌های آمریکایی باید به چند پرسش پاسخ داد: آیا پرهیز منتقدان سیاست خارجی ایالات متحده از ترویج اسلام هراسی مانع از درک آنها از خطر اسلامگرایی بنیادگرا نشده است؟ آیا بدون شناخت مبانی اسلامگرایی بنیادگرا (که کسب قدرت مطلقه در جهان و مدیریت جهانی از آرمان های آن است) و نقش ایدئولوژی در ایران امروز می توان در مورد برنامه اتمی این کشور داوری کرد؟ آیا از تقابل کلان میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی می توان به حقیقتی در باب برنامه اتمی ایران دست یافت؟ آیا هرش و همفکرانش تاکنون در نوشته‌های خود نشان داده‌اند که حکومت جمهوری اسلامی و جاه طلبی های آن را به درستی می شناسند؟ آیا دولت اوباما همان سیاست نومحافظه کاران را در پیش گرفته و از دروغگویی به مردم آمریکا ابایی ندارد؟ آیا هرش به پرسش‌های کسانی که معتقدند برنامه اتمی ایران وجه نظامی دارد پاسخ می دهد؟ با توجه به استناد هرش به توقف برنامه اتمی ایران در سال ۲۰۰۳، آیا می توان دولت احمدی نژاد را در سیاست اتمی دنباله دولت خاتمی پنداشت؟

غیبت اسلامگرایی در ادبیات چپ‌ها و منتقدان سیاست خارجی آمریکا»چپ آمریکایی و منتقدان سیاست خارجی آمریکا به دلیل باور بنیادی به تنوع و تکثر نمی توانند اسلام هراسی را بپذیرند، اما این جریان هنوز نتوانسته تمایز میان اسلام و اسلامگرایی بنیادگرا را درک و هضم کند»
چپ آمریکایی و منتقدان سیاست خارجی آمریکا به دلیل باور بنیادی به تنوع و تکثر نمی توانند اسلام هراسی را بپذیرند، اما این جریان هنوز نتوانسته تمایز میان اسلام و اسلامگرایی بنیادگرا را درک و هضم کند. خطری که امروز دنیا را تهدید می کند اسلام نیست (چپ‌های آمریکایی این را به درستی درک کرده‌اند) بلکه اسلامگرایی بنیادگرا است (این خطر را درک نکرده‌اند). چپ‌های آمریکایی هنوز نتوانسته‌اند سازوکار ایدئولوژی سازی از اسلام و تبدیل این ایدئولوژی به یک برنامه سیاسی برای کسب قدرت در یک منطقه یا کشور و سپس گسترش طلبی و برپایی امپراطوری توسط آن را (که بمب اتمی از ضرورت‌های آن در جهان امروز است) درک کنند. زندگی تحت حکومت طالبان یا جمهوری اسلامی تجربه نحوه متفاوتی از زندگی در قالب نسبیت گرایی فرهنگی و استقلال از ابرقدرت‌ها نیست، زندگی در جهنم است.

اصولا مفهوم اسلامگرایی بنیادگرا و بحث از آن در ادبیات منتقدان سیاست خارجی آمریکا غایب است. آنها احتمالا بحث کسانی را که به مخاطرات اسلامگرایی اشاره دارند در کنار آرای ضد مارکسیستی دوران جنگ سرد قرار می دهند و هر دو را به مداخله جویی‌های امپریالیستی نسبت می دهند. در همین فضای ذهنی است که جمهوری اسلامی تلاش می کند در میان چپ‌های ایالات متحده و آمریکای لاتین همپیمان پیدا کند و در نتیجه مبارزان ضد آمریکایی در کنار فرماندهان سپاه پاسداران عکس یادگاری می گیرند.

برخی چپ‌ها، سپر بلای جمهوری اسلامیدر سال‌های دهه‌ پنجاه، این چپ‌ها بودند که ایدئولوژی و پراکسیس، استفاده از هر روش برای رسیدن به هدف، انتقاد از خود (که بعدا شکل اعتراف تلویزیونی را به خود گرفت)، انقلاب فرهنگی و دهها مفهوم و ایده مخرب دیگر را به مسلمانان درگیر در سیاست یاد دادند. پس از شکل گیری جمهوری اسلامی نیز ایده‌هایی مثل سرمایه داری دولتی، مرکزیت دمکراتیک انقلابی (نظریه امامت شریعتی و بعدا ولایت فقیه) و ملی کردن، از آنها تقلید شد.

امروز هم این جریان چپ است که با تنفر از امپریالیسم برای جمهوری اسلامی عده و عُده فراهم می کند، از چپ‌های آمریکای لاتین تا چپ‌های ایالات متحده. چپ‌های اروپایی از این حیث توجه بیشتری به ماهیت استبدادی و توتالیتر ایدئولوژی اسلامگرایی بنیادگرا دارند. اما روشنفکران و نویسندگان چپ آمریکایی با نادیده گرفتن کارنامه جمهوری اسلامی در عدم رعایت حقوق بشر، (خواسته یا ناخواسته) به صورت سپر بلای جمهوری اسلامی در برنامه اتمی آن عمل می کنند.

از مظلوم نمایی تا برابری با ابرقدرت‌هامقامات جمهوری اسلامی در دهه شصت خورشیدی در چارچوب گفتمان مظلومیت شیعه و جمهوری اسلامی و تبعیض آلود بودن ساختار قدرت جهانی سخن می گفتند، اما نظامیگرایان اسلامگرا از دهه هفتاد به گفتمان تهاجمی علیه قدرت‌های جهانی در چارچوب همین نظام موجود و وانهادن گفتمان مظلومیت رو کردند. در دهه هشتاد این رویکرد تکامل یافت و به ادعای مدیریت جهان و اعلام پایان ابر قدرتی ایالات متحده تبدیل شد.

«آیا هرش و همفکران وی نمی دانند که در جهان امروز نمی توان بدون بمب اتمی جهان را مدیریت کرد؟»
مقامات جمهوری اسلامی که امروز به واقع گرایی سیاسی در نظام سلطه بین الملل رسیده‌اند چگونه می خواهند بدون بمب اتمی به ابر قدرت تبدیل شوند و جهان را مدیریت کنند؟ آیا هرش و همفکران وی نمی دانند که در جهان امروز نمی توان بدون بمب اتمی جهان را مدیریت کرد؟

تسکین افکار عمومیچپ‌های آمریکایی و منتقدان سیاست خارجی آمریکا برای غلبه بر ترس افکار عمومی غربیان از برنامه اتمی جمهوری اسلامی، همواره خاطر نشان کرده‌اند که ایرانی‌ها عاقل تر از آنند که بمب را علیه اسرائیل یا ایالات متحده و همپیمانانش به کار برند. این گروه‌ها متاسفانه تحت حکومت جمهوری اسلامی نزیسته اند تا میزان عقلانیت آن را به درستی درک کنند. این گونه تسکین‌ها در برابر یک حکومت غیرمسئول که در تقابل‌ها و رقابت‌ها خط قرمزی ندارد کاملا غیر مسئولانه است. آیا برای جلوگیری از اقدامات جنگ طلبان آمریکایی می توان رفتار حکومت جمهوری اسلامی در منطقه و سطح دنیا را نادیده گرفت؟ جمهوری اسلامی در سه دهه اخیر در کدام نقطه از دنیا برنامه صلح طلبانه داشته تا با قاطعیت بتوان آن را در اردوگاه صلح طلبان قرار داد و قربانی جنگ طلبی صاحبان شرکت های تولید جنگ افزار در ایالات متحده معرفی کرد؟

عدم گذار از دوران بوش- چِینیبخشی از جریان چپ و صلح طلب آمریکایی و نیز منتقدان سیاست خارجی ایالات متحده با دروغگویی‌های دولت بوش در مورد عراق و اغراق گویی‌های صدام، خطر جمهوری اسلامی ایران و برنامه هسته‌ای آن برای صلح جهانی را نادیده می گیرد. اما از این که بوش و چینی برای حمله به عراق به مردم آمریکا دروغ گفتند نمی توان نتیجه گرفت که دولت اوباما نیز دارد همین کار را می کند.

دولت اوباما هیچگاه برنامه‌ای فعال برای حمله نظامی به ایران نداشته و اصولا اوباما با دراز کردن دست دوستی به سوی جمهوری اسلامی سیاست خود در برابر ایران را آغاز کرد. بختک جنگ علیه عراق موجب نادیده گرفته شدن بسیاری از واقعیات در ادبیات چپ‌های آمریکایی و منتقدان سیاست خارجی این کشور شده است. برخی از این نیروها حتی در تنفر نسبت به سیاستمداران هموطن خود تا آنجا پیش رفته‌اند که با حکومت جمهوری اسلامی همکاری نزدیک دارند.

پرسش‌های بی پاسخ»منتقدان سیاست خارجی ایالات متحده و چپ‌های آمریکایی تحولات و چالش های درون حکومت ایران بر سر برنامه اتمی را اصولا نادیده می گیرند»
هرش و هم نظرانش می گویند که شاهدی بر این که ایران بمب اتمی در اختیار دارد نیست، مثل این که در بیابان های ایران گودالی از آزمایش هسته‌ای حکایت داشته باشد. آیا این بدین معنی است که ایران به دنبال ساخت بمب نیست؟ هرش می گوید سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا دلیلی برای این امر در اختیار ندارند. آیا فقدان شاهد در دستگاه‌های اطلاعتی آمریکا که سه دهه است به ایران دسترسی نداشته‌اند بدین معناست که ایران برنامه‌ای برای ساخت بمب ندارد؟ مشکل دو مقاله هرش در منابع اعلام ناشده آن در دستگاه‌های اطلاعاتی (چنانکه در اکثر انتقادات از وی ذکر شده) نیست. او نمی تواند منابع خود را در این قلمرو آشکار کند. مشکل اصلی وی عدم توجه به ماهیت نظام جمهوری اسلامی و راهبردهای تقریبا ثابت آن در دهه اخیر است.

هرش داستانی را روایت می کند که بخش اصلی آن را کاملا به زمین گذاشته است. هرش صرفا سمت بخشی از کارگزاران دستگاه‌های اطلاعاتی ایالات متحده را از این داستان گزارش می دهد اما در باب سمت ایران آن کاملا ساکت است. او توضیح نمی دهد که چرا جمهوری اسلامی که نمی خواسته بمب بسازد دو دهه به مجامع بین‌المللی دروغ گفته است؟ چرا جمهوری اسلامی به دنبال خرید موادی است که در ساختن بمب و موشک حامل آن کاربرد دارد یا حداقل کاربرد دوگانه دارد؟ چرا سازمان بین المللی انرژی اتمی در عین عدم تایید ساخت بمب توسط جمهوری اسلامی، هرگز نتوانسته صلح آمیز بودن برنامه اتمی ایران را تایید کند؟ چرا جمهوری اسلامی معاهده ایمنی هسته‌ای را امضا نمی کند؟ چرا جمهوری اسلامی با بازرسان آژانس همکاری کامل نمی کند؟ چرا جمهوری اسلامی در حوزه‌ای که اصولا صرفه اقتصادی ندارد سرمایه گذاری کرده است؟ چرا جمهوری اسلامی بر راه اندازی نیروگاه بوشهر که اگر همین امروز رها شده و نیروگاه تازه ای ساخته شود به صرفه تر است اصرار می ورزیده است؟ هرش که به روزنامه نگاری جستجوگرانه معروف است این پرسش‌ها را در مورد داستان بمب اتمی و جمهوری اسلامی در زیر گلیم می گذارد.

عدم شناخت تحولات جمهوری اسلامیمنتقدان سیاست خارجی ایالات متحده و چپ‌های آمریکایی تحولات و چالش های درون حکومت ایران بر سر برنامه اتمی را اصولا نادیده می گیرند. آنها به این پرسش پاسخ نمی دهند که آیا توقف برنامه اتمی ایران در دوران خاتمی (بنا به گزارش دستگاه‌های اطلاعاتی ایالات متحده در سال ۲۰۰۳) می تواند به معنی تداوم توقف آن در دولت احمدی نژاد باشد در حالی که دولت احمدی نژاد به صراحت با سیاست دولت خاتمی مخالف بوده است. چپ‌های آمریکایی بواسطه تمرکز بر انتقاد از سیاست‌های دولت خود، از سیاست‌های سلطه طلبانه دیگر دولت‌ها و قساوت‌های آن رژیم‌ها و نیز ظرفیت سازی برای آن قساوت‌ها آگاهانه غفلت می کنند.

عدم اعتمادهرش و بسیاری دیگر از چپ‌های آمریکایی و منتقدان سیاست خارجی آمریکا تلویحا از دروغگویی برخی مقامات آمریکایی به راست گویی مقامات ایرانی گذر می کنند در حالی که دروغگویی در دنیای سیاست حد و مرزی ندارد و اتفاقا مقامات ایرانی تبحر و شجاعت بیشتری در کتمان حقیقت از خود نشان داده‌اند. البته مقامات جمهوری اسلامی در اغراق و مبالغه هم زبردست هستند. حکومتی که در عادی ترین و ملموس ترین آمارها از نرخ تورم و اشتغال تا آمار رشد اقتصادی کشور دروغ می گوید و وزیر خارجه پیشین در چند جمله رئیس سابق خود ۲۴ دروغ می یابد، ابایی از دروغگویی در مسائل امنیتی خود ندارد.

Advertisements

دربارهٔ Majid

مجید هستم، نویسنده این وبلاگ. هر روز که از عمر رژیم جمهوری اسلامی میگذرد ناکارامد بودن این رژیم بیش از پیش مشخص میشود. وقت ان رسیده است که قدرت و سیاست به صاحبان اصلی ان که همانا مردم ایران هستند سپرده شود.پایان دیکتاتوری نزدیک است.آزاد باش ای ایران...!
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s