وضعیت حاکمیت، وضعیت جامعه، وضعیت بین المللی

این روزها همه علاقمندان به سرنوشت جامعه در باره انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی(اسفند۹۰) در حال بحث و گفت و گو هستند و سخن از راهبردهای گوناگون به میان می آید. اصلاح طلبان و علاقمندان به تقویت مردمسالاری نیز در جستجوی یک اجماع فراگیر هستند. هدف این نوشته دفاع از راهبرد خاصی نیست، بلکه به طور مختصر کوشش می‌کند که یک تصویری از وضع موجود (وضع حاکمیت، جامعه و موقعیت بین المللی) ارائه دهد. به نظر می رسد همفکری و همنظری در ارزیابی از وضع موجود زمینه را برای اتخاذ راهبرد اجماعی در امر خطیر انتخابات بهتر فراهم خواهد کرد.

ویژگی‌های هسته اصلی قدرت در حاکمیت

۱. هسته اصلی قدرت در ربط با پایگاه اجتماعی(درمیان اقشار شهری، روحانیت و مرجعیت و تحصیل کردگان و متخصصان)در ضعیف‌ترین وضع خود در دو دهه گذشته به سر می‌برد- اگرچه در تبلیغات رسمی به طور کلی منکر چنین ضعفی است. مهمترین ارکان قدرت این هسته کاربرد فراقانونی نیروهای امنیتی – اطلاعاتی، دستگاه‌های رسمی تبلیغات و امکان تصرف بر درآمد عظیم نفتی ایران است.

۲. این هسته با اجزاء مدیریتی، سازمانی و بوروکراتیک دولت از ناهمکاهنگی و در پاره‌ای از امور در سردرگمی(مثل اقدامات غیر منتظره جریان احمدی‌نژاد –مشایی- در برخورد با بوروکراسی دولت و در برخورد با سایر قوا به سر می‌برد.

۳. هسته قدرت همچنان اعتقادی به انجام سالم، منصفانه و آزاد(که از قبل نتایج آن تضمین نشده باشد) ندارد و شعار انتخابات آزاد را یک کالای غربی و حتی توطئه‌ای علیه حاکمیت اسلامی می‌داند. با این همه بحران‌های جدی پس از انتخابات ۸۸ و اوضاع داخلی و بین المللی و منطقه‌ای ایران باعث شده که هسته قدرت، انجام یک انتخابات کنترل شده ولی با مشارکت بالا(بالای ۶۰ درصد) را برای حیثیت خودش لازم تلقی کند. لذا هسته قدرت برای تحقق این نمایش انتخاباتی از همه امکانات حکومت اعم از تشویق، تهدید و جنگ روانی- تبلیغاتی(حتی به قیمت حذف یارانی را که در شش سال گذشته سهم جدی در حذف اصلاح طلبان داشتند) استفاده خواهد کرد. البته این بار کوشش زیادی خواهد کرد بی آبرویی های انتخابات گذشته تکرار نشود.

۴. هسته قدرت کوشش خواهد کرد بدون این که امتیازی به شخصیت‌های تأثیرگذار انقلاب و نظام (مثل هاشمی و خانواده امام و …) بدهد آن‌ها را به حمایت تبلیغاتی به نفع مشارکت مردم در انتخابات مهندسی شده مجبور کند.

۵. بهترین گزینه برای مصالح آینده هسته قدرت و حتی آینده ایران این بوده و هست که درجریان انتخابات آتی این هسته از انحصار طلبی پرهیز کند و با تدبیر و با تمایل به گشایش سیاسی و التزام به انحام یک انتخابات سالم، منصفانه و آزاد(خصوصا در همکاری صادقانه با شخصیت‌های تأثیرگذار اصلاح طلبان) وارد کارزار انتخابات شود و بدین وسیله با کم کردن فاصله موجود میان مردم و نظام،زخم‌های جامعه را تاحدودی التیام دهد و برای مشروعیت از دست رفته دولت کاری بکند.با این همه تاکنون علامتی که حکایت از این تدبیر بکند در دسترس نیست. همچنان هسته قدرت تمایل دارد با انجام یک انتخابات با نتایج معلوم فرایند انتخابات آتی را پشت سر بگذارد.

۶.نیاز هسته قدرت به مشارکت بالا در انتخابات به معنای آن نیست که این هسته بخواهد برای جذب همکاری اصلاح طلبان با آن‌ها وارد گفت‌وگو و مذاکره شود بلکه تنهاحضور کم خاصیت را (آن هم در ذیل و با پذیرش اقتدار بی چون و چرای هسته قدرت) برای رونق دادن به نمایش انتخاباتی می‌پذیرد. به همین دلیل تا کنون به رغم اعلام سه شرط بدیهی و معقول خاتمی برای انتخابات هیچ کدام از شخصیت‌های اصلی اصلاح طلبان از سوی هسته قدرت برای بالا بردن درجه اعتماد بین مردم و نظام به مذاکره و گفت‌و گوی رسمی و جدی دعوت نشده‌اند. حتی دو شخصیت محبوب اقشار مؤثر جامعه و اصلاح طلبان- موسوی و کروبی- همچنان در حصر هستند. (با این همه عدم تمایل هسته قدرت به گفت و گوی رسمی با اصلاح طلبان امر قطعی و همیشگی نیست ممکن است با تغییر شرایط هسته قدرت نسبت به وضعیت خودش احساس خطر کند و آماده مذاکره شود)

۷.هسته اصلی قدرت همچنان فکر می‌کند که اگر بخواهد به بهانه انجام یک «انتخابات اعتماد ساز» امتیازی به مخالفان(در این جا به اصلاح طلبان)بدهد امری خطرناک است زیرا پس از آن بازهم باید عقب نشینی کند. لذا کوشش می‌کند حتی وقتی زندانی سیاسی را آزاد می‌کندحتما تأکید کند که آن‌ها تقاضای عفو کرده بودند. لذا هسته قدرت همچنان ترجیح می ٔهد که در جریان انتخابات با برکشیدن خودش(مثل افراد مورد حمایت سپاه و سایر مطیعان)وارد کارزار انتخابات شود و نسبت به نخبگانی که پایگاه اجتماعی جدی و مستقل در جامعه دارند، سیاست حذفی را رها نخواهد کرد(متأسفانه این ترس از امتیاز دادن به مردم همان بیماری است که اغلب اقتدارگرایان به آن دچار می‌شوند.

۸- درجریان فرایند انتخابات تکیه محوری هسته قدرت بر نیرو وسازمان سپاه(و با گوشه چشمی به بخشی از روحانیون مطیع) خواهد بود. تاکنون هیچ علامتی که حکایت از روند سپاهی زدایی از عرصه سیاسی و انتخاباتی آتی بکند دیده نشده است.

۹. از آن جا که رقابت در میان نیروهای سیاسی حامی هسته قدرت(راست سنتی، جبهه پایداری، طرفداران مشایی-احمدی‌نژاد) جدی است، ممکن است هسته قدرت درجریان انتخابات با معضلات غیر قابل پیش بینی روبرو شود(به تعبیر رایج ممکن است گل‌های بدی از غضنفر‌ها بخورد).

۱۰. ظاهرا هسته قدرت می‌خواهدجریان انحرافی(یا جریان مشایی-احمدی‌نزاد) را نه به صورت «سخت افزاری» بلکه به صورت «نرم‌افزاری» در جریان انتخابات آتی از صحنه رسمی حذف و یا به صورت جدی محدود کند. همین ویژگی باز می‌تواند ابعاد انتخابات را حتی در میان «خودی‌های هسته قدرت» پیچیده تر کند.

۱۱. اختلاف شدید درون اصول گرایان ممکن است منجر به وضعیت‌هایی بشود که حتی هسته قدرت با آیت الله مهدوی کنی(همچون هاشمی و ناطق در گذشته) درجریان انتخابات با کدورت‌های جدی روبرو شود.

۱۲. به رقم این که هسته قدرت قصد دارد به شیوه نرم‌افزاری«جریان انحرافی» را از پیش پای خود بردارد ولی این به معنای آن نیست که دوماه به انتخابات مانده زمینه برکناری احمدی ‌نژاد را فراهم کند. لذا امکان این که در انتخابات آتی با حذف احمدی‌نژاد انتخابات ریاست جمهوری هم برگزار شود محتمل بنظر نمی رسد.

۱۳. این درست است که تا کنون هسته قدرت برای درمان زخم‌های جامعه نه آماده گفت‌و گو با منتقدین اصلی خود(اصلاح طلبان) بوده و همچنان تمام نیروی خود را برای کنترل خیابان‌ها آماده نگه داشته(زیرا از بروز مجدد«حرکت‌ّهای اجتماعی»به شدت واهمه دارد) با این همه همین لجبازی و بی تدبیری هسته‌قدرت باعث شده که سازمان‌های کنترلی حکومت از درون با روند فرسودگی روبرو شوند و انجام مجدد یک انتخابات مهندسی شده به جای این که این روند فرسودگی را ترمیم کند، تشدید خواهد کرد.

وضعیت جامعه

۱. یک حرکت اجتماعی و جنبش اجتماعی در میان اقشار مؤثر شهرهای بزرگ ایران وجود دارد. این حرکت اجتماعی پس از انتخابات خود را در رخداد انتخابات ۸۸ و رویدادهای پس از آن در عرصه عمومی و درخیابان‌ها به صورت مسالمت آمیز و مدنی به طور آشکار نشان داد. با این همه هسته قدرت مطالبات این جنبش اجتماعی را توطٓئه خارجی قلمداد کرد و سعی کرد آن را در خیابان‌ها سرکوب و کنترل و شخصیت‌های تأثیرگذار آن را به زندان و حصر بکشد. ولی اجزای اصلی جنبش محو نشده و در لایه‌های زیرین جامعه حضور جدی دارد. لذا اگر انتخابات سالم، آزاد و منصفانه برگزار شود این جنبش در انتخابات مشارکت فعال خواهد داشت و بخشی از پتانسیل آن تخلیه خواهد شد. ولی اگر انتخابات کنترل شده برگزار شود (که ظاهرا چنین خواهد شد) این جنبش در فضای انتخاباتی دوباره امکان حضور و انتقاد پیدا خواهد کرد. در دو سال گذشته هر وقت این جنبش اجتماعی فرصت پیدا کرده ابراز وجود کرده و به نظر می‌رسد تا مطالبات مردمسالارانه این جنبش جامه عمل نپوشد همچون سال‌های گذشته این جنبش با فراز و فرود ادامه خواهد داشت. به طور کلی فرصت انتخاباتی یک فرصت برای فراز جنبش اجتماعی است.

۲. ویژگی جنبشی جامعه ایران باعث نمی‌شود که جنبش مذکور تعیین کننده اصلی فرایند انتخابات باشد، زیرا جامعه ایران جامعه‌ای است که از لحاظ میزان رفاه، آگاهی، نوع منافع و رفتار سیاسی «ناهمگونی‌ّایی» در «مرکز» و «پیرامون» دارد. به عنوان نمونه اقششار متوسط شهری که از حداقلی از رفاه برخوردارند در شهر‌های بزرگ تمایل جدی به مشارکت در انتخاباتی که آن را مهندسی شده ارزیابی کنند، ندارند، اما اقشار اجتماعی در پیرامون به خاطر حضور و رقابت کاندیداهای گوناگون محلی از انگیزه‌های بیشتری برای مشارکت برخوردارند. با این همه حتی در «پیرامون» و در مناطق قومی در صورت انجام انتخابات مهندسی شده مشارکت مردم پایین خواهد بود.

۳. جامعه ایران با توجه به امکانات فضای اینترنتی، رسانه‌ای و ماهواره‌ای از یک «جامعه مجازی» نیز برخوردار شده است. هسته قدرت به همان نحوی که می‌تواند «جامعه واقعی» (حداقل خیابان‌ها را) کنترل کند نمی‌تواند جامعه مجازی را کنترل کند. به همین دلیل هسته قدرت نتوانست همه سیاست‌های اقتدارگرایانه خود پس از انتخابات ۸۸ را به پیش ببرد(و بیشتر برای خود یک آبروریزی تاریخی آفرید). به نظر می‌رسد که در انتخابات آتی هم هسته قدرت نمی‌تواند با ایجاد سانسور و خفقان خبری سیاست‌های مهندسی شده انتخاباتی خود را به راحتی به پیش ببرد، زیرا جامعه ایران این امکان را پیدا کرده که برای خود خبررسانی و شفاف سازی کند. همچنین همین امکانات جامعه مجازی امکان تقویت شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی را در میان اقشار مؤثر شهری تقویت می‌کند. مطالعه محتوای مباحث مطرح در این شبکه مجازی نشان می‌دهد که هم اکنون گرایش عمده در میان آن ها سیاست «عدم مشارکت فعال» در یک انتخابات مهندسی شده است.

۴. اغلب اقشار مؤثر جامعه (حتی اقشار محروم) در عین حال که طالب تغییرند ولی برای انجام این تغییرات علاقه ندارند هزینه‌های سنگینی بپردازند. اما از آن جا که فضای انتخاباتی امکان رفتار سیاسی کم هزینه را موقتا برای آن‌ها فراهم می‌کند لذا اقشار گوناگون جامعه از فضای انتخاباتی به نفع مصالح خود استفاده خواهند کرد. مثلا ممکن است اگر انتخابات بسته و مهندسی شده برگزار شود افراد قابل توجهی از شهرهای بزرگ ترجیح دهند در روز انتخابات مشارکت فعال نداشته باشند و در خانه بنشینند.

۵. این درست است که اعتراضات و انتقادات درجامعه فاقد سازماندهی و رهبری متمرکز سیاسی است ولی درجریان انتخابات به خاطر حضور جامعه مجازی و شبکه‌های اجتماعی، افراد جامعه به هم مرتبط و از هم مطلع می‌شوند و جامعه خداقل به طور موقت شاهد ظهور امواج و حرکت اجتماعی خواهد بود که به جای انسجام و سازماندهی عمودی از انسجام و سازماندهی افقی برخوردار خواهد بود. واقعیت مذکور در برابر طرح انتخابات مهندسی شده مقاومت خواهد کرد.

۶. نیروهای فعال سیاسی نسبتشان با جامعه بدین قرار است. در میان اصول گرایان جریان مشایی- احمدی نژاد در مقایسه با جریان جبهه پایداری و راست سنتی، در چهار دهک محروم (تا زمانی که یارانه‌ها پرداخت می‌شود) وضعیت بهتری خواهد داشت(در عین حال جریان مشایی در فرایند انتخابات ممکن است با اقدامات جدی سازمان سپاه در برابر خود روبرو شود) و بقیه اصول گرایان هم رأیشان در همان محدوده رأی همیشگی حدود ۶ و ۷ میلیون نفر در سطح کشور است. البته این بار این امکان وجود دارد که با مهندسی انتخابات بدون این که لازم باشد در صندوق‌های رأی دست برده شود، میزان مشارکت مردم را درخروجی کامپیوترها بالا ببرند و دستگاه های تبلیغاتی رسمی هم آن را اعلام کنند و بدین سان انتخابات با مشارکت بالا را به مردم تبریک بگویند.

۷. اگر انتخابات سالم، آزاد و منصفانه برگزار شود بالاترین پایگاه اجتماعی را اصلاح طلبان دارند و دیگر نیروها محذوف جامعه نیز از این نیروها حمایت خواهند کرد با این همه اگر انتخابات مهندسی شود این بار این طور نیست که نیروهای محذوف جامعه در دعوت مردم به «عدم مشارکت فعال»در انتخابات نقش نداشته باشند، زیرا محذوفان جامعه در جامعه مجازی در شرایط انجام انتخابات مهندسی شده قدرت تأثیر گذار دارند و کنترل آن‌ها از حوزه نفوذ هسته قدرت خارج است.

۸. احتمال این که در جریان انتخابات آتی نیروهای جوان، خصوصا نیروهای جوان «طبقه متوسط فقیر»(یعنی جوانان تحصیل کرده‌ای که از لحاظ فرهنگی در رده طبقه دو قرار دارند ولی از لحاظ اقتصادی بی‌کار و فقیر هستند) به شدت فعال شوند، هست. این فعال شدن در شرایطی که انتخابات سالم برگزار شود خود را در مشارکت بالا نشان می دهد و اگر انتخابات مهندسی شود این فعال بودن خود را در «عدم مشارکت» نشان خواهد داد.

۹. انسجام اعتبار اصلاح طلبان(که در دو سال گذشته در کنار اقشار طالب تغییر سرفرازانه هزینه داده‌اند) نسبت به دوره اصلاحات در جامعه افزایش پیدا کرده است. لذا مهمترین سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان در انتخابات آتی سرمایه اخلاقی و اجتماعی آن‌ها در میان افکار عمومی و در میان محذوفان و علاقمندان به مردمسالاری است. از این رو اگر انتخابات مهندسی شده برگزارشود بعید است که مجموعه اصلاح طلبی تمایل داشته باشد این سرمایه اجتماعی خود را هزینه یک انتخابات نمایشی از سوی اقتدارگرایان کنند خصوصا در شرایطی که محبوب‌ترین شخصیت‌های آن‌ها در زندان و حصر به سر می‌برند.

۱۰. در انتخابات آتی غیر از جامعه مجازی، جامعه هنری نیز نقش فعال خواهد داشت، زیرا پس از انتخابات ۸۸ جامعه هنری نشان داه است که نسبت به اداره جامعه فوق العاده حساس شده است و در دو سال گذشته برای این حساسیت نیز هزینه داده است.

وضعیت بین المللی

۱. فضای جهانی و منطقه‌ای به نفع پیشبرد اقدامات انحصار گرایانه اقتدارگرایان نیست. تشدید فضای تبلیغاتی علیه ایران و طرح حمله نظامی از سوی کشورهای قدرتمند غربی و صدور یک قطعنامه از سوی شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در ارتباط با پرونده هسته ای و دو قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل در رابطه با موضوع ترور سفیر عربستان سعودی و نقض حقوق بشر علیه ایران و بدنبالش تشدید تحریم های اقتصادی و سیاسی از سوی کشورهای غربی نشانگر عکس العمل این کشورها در مقابله با سیاست های ماجراجویانه خارجی دولت احمدی نژاد و وضعیت داخلی کشور است ، و اینکه ایران را در انزوای هرچه بیشتر قرار داده و از تاثیر گذاری آن در رخدادهای منطقه و جهان جلوگیری کنند.

۲. فضای ناشی از جنبش های اجتماعی کشورهای اسلامی(بهار عربی) با حرکت اجتماعی مدافع مردمسالاری و انتخابات سالم، منصفانه و آزاد تناسب بیشتری دارد.

۳. متأسفانه اگر بی‌تدبیری‌های اقتدارگرایان تداوم پیدا کند و به مطالبات قاطبه اقشار مؤثر جامعه پاسخ داده نشود(دخالت نیروهای قدرتمند بین المللی- ناتو- در لیبی نشان داد) می‌تواند در میان مدت امنیت ملی ایران را با مخاطره روبرو کند.

۴. هم اکنون در فضای بحرانی بین المللی و منطقه‌ای یکی از نیروهای اصلی حافظ منافع ملی ایران همین حرکت اجتماعی مردمسالاری خواهی و اصلاح طلبان هستند و در مقابل یکی از عوامل تهدید کننده منافع ملی ایران تداوم سیاست‌های انحصار گرایانه اقتدارگرایان است.

۵. اگر اقتدارگرایان در روند جریان اصلاحی کشور در دوران اصلاحات ایجاد مانع نمی‌کردند و با عدم مهندسی‌ها در انتخابات‌های گذشته اجازه می‌دادند سازوکار مردمسالاری و انتخابات به درستی کار کند هم اکنون در بهار عربی شاهد این نبودیم که به جای ایران (که سی و سه سال پیش مردمی‌ترین انقلاب را به جهان نشان داد) الگوی کشورهای درحال تغییر این ترکیه باشد که الگوی این تغییرات قرار گیرد. از این لحاظ سیاست‌های مخرب اقتدارگرایان طی سال‌های اخیر بزرگترین ضربه را به مصالح و منافع ملی ایران و آرمان‌های انقلاب اسلامی (استقلال ، آزادی، جمهوری اسلامی) وارد کرده است. از این رو انجام مجدد انتخابات مهندسی شده به جای این که حیثیت بین المللی ایران را بازسازی کند بیشتر تخریب خواهد کرد و بر بحران های موجود اقتدارگرایان خواهد افزود.

دربارهٔ Majid

مجید هستم، نویسنده این وبلاگ. هر روز که از عمر رژیم جمهوری اسلامی میگذرد ناکارامد بودن این رژیم بیش از پیش مشخص میشود. وقت ان رسیده است که قدرت و سیاست به صاحبان اصلی ان که همانا مردم ایران هستند سپرده شود.پایان دیکتاتوری نزدیک است.آزاد باش ای ایران...!
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s