نظر وبلاگ‌نویسان ایرانی درباره حقوق بشر

چرا تدوین و رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر، لازم است؟ مفاد این اعلامیه چه چیزی را تضمین می‌کند؟ و چه فایده‌ای دارد؟ این سؤالی است که وبلاگ ذهن یک زن تلاش کرده تا به آن پاسخ دهد. او می‌نویسد: همه ما از وقتی خود را می‌شناسیم، بر اساس غریزه و فطرتمان نیاز به احترام و دوستی داریم و چنان‌چه به مرور زمان یاد نگیریم که دیگران هم حقی مشابه ما دارند، هر آنچه را که خوب و خواستنی است برای خود می‌خواهیم و این اصلاً عجیب نیست. پس از آشنایی با دیگران و به مناسبت‌های مختلف کم‌کم درک خواهیم کرد که همه یکسان هستیم و کسی بر دیگری برتری ندارد و این باور مهم و سازنده و تعیین‌کننده را در خانواده، مدرسه و دانشگاه و اجتماع رشدیافته خواهیم آموخت. پس از آن افراد چنین جامعه‌ای در هر نقشی که در خانواده، محیط کار یا در میان دوستان خود قرار بگیرند و حتی هنگامی که مقام و پست خاصی را کسب کنند، با مجموعه‌ای از ارزش‌های درونی همراه شده‌اند که سایرین را هم صاحب حقوقی مساوی با خود می‌بینند. بر همان اساس می‌اندیشند و تصمیم خواهند گرفت.

اما در بین وبلاگ‌ها تعاریف متفاوتی از حقوق بشر وجود دارد. وبلاگ‌هایی که نویسندگانش از دیدگاه خود حقوق بشر را تفسیر می‌کنند و گروه مقابل را به تفسیر نادرست یا سوءاستفاده از آن متهم می‌کنند.
برای مثال وبلاگ عشق در کائنات خود را مفتخر به نقض حقوق بشر از نوع غربی می‌داند و می‌نویسد:
در اوایل انقلاب که بسیاری از مسؤولان کشوری را ترور کردند، گفتیم چه شد حقوق بشری که از آن دم می‌زدید؟ اما تا یکی از «منافق»ها را اعدام می‌کردیم ده تا ده تا سازمان‌های حقوق بشر بیانیه صادر کردند!
عراق به ما حمله کرد اما مدعیان حقوق بشر جانب او را گرفتند ! آنها با دادن بمب‌های شیمیایی به عراق ادعای دفاع از حقوق بشر را اثبات کردند. در صبرا و شتیلا زنان و کودکان به خاک و خون کشیده می‌شوند، آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها نامزد دریافت جایزه صلح نوبل می‌شوند! وقتی یک سرباز اسراییلی در غزه اسیر می‌شود، شورای امنیت از نگرانی خواب از سرش می‌پرد اما غزه ۲۲ روز بمباران می‌شود، شورای امنیت خوابش سنگین می‌شود.
ما با افتخار می گوییم ناقض حقوق بشر غربی هستیم! این سند افتخار جمهوری اسلامی است. در زمانی که اوباما جایزه حقوق بشر می‌گیرد و پرز برایش کف می‌زند و برلوسکونی با آخرین معشوقه‌اش در کنارشان ایستاده و ملک عبدالله سعودی جلوی پای آنها جوان بحرینی را قربانی می‌کند، ما محکوم شویم به نقض حقوق بشر!
اما برخلاف این وبلاگ، وبلاگ قمار عاشقانه همان اتهام را متوجه حکومت ایران و طرفدارانش می‌داند. او اشاره می‌کند به اعتراض بسیجیانی که «فعال حقوق بشر، فعال و دوست‌دار محیط زیست و…» خوانده‌ شده‌اند، به قطع ۳۱۰ اصله درخت در باغ سفارت انگلستان.
از نظر نویسنده این وبلاگ قطع یک درخت یا ده‌ها درخت یا چند صد اصله درخت به خودی خود امری ناپسند و در جهت خلاف حفظ محیط زیست است اما سکوت این افراد و عدم واکنش حکومت و دولت را در قبال نابودی دریاچه ارومیه، خشک شدن زاینده‌رود و دریاچه بختگان، قطع صدها اصله درخت در تهران و نابودی جنگل‌های ملی در اقصا نقاط کشور سؤال برانگیز می‌داند.
او از این موضوع نتیجه می‌گیرد که آن‌چه که در مقابل باغ قلهک تهران اتفاق افتاده امری «سازماندهی شده»، یک فرافکنی و یک فرار به جلوی دیگر از سوی جمهوری اسلامی برای انحراف افکار عمومی از وضعیت حاد دیپلماسی خارجی و سیاست داخلی است. او می‌پرسد: آیا کسانی که به سوریه کمک نظامی و تسلیحاتی می‌کنند و در مقابل کشتار بی‌رحمانه مردم این کشور سکوت پیشه کرده و سینه‌زنی زیر درخت را برای فرار انتخاب کرده‌اند، آن‌قدر نمی‌دانند که این مرگ بر گفتن‌ها جایی در قاموس «حقوق بشر» ندارد و دست‌کم وقتی از حقوق بشر دم می‌زنند، نباید شعار «مرگ بر…» سر دهند؟

وبلاگ کیبرد آزاد به حوزه‌ای دیگر از حقوق بشر می‌پردازد که چندی پیش دبیر کل اتحادیه بین‌المللی مخابرات بر آن تاکید کرده بود. حمدون توره گفته بود که دسترسی شهروندان به اینترنت سریع، از نظر این سازمان محوری صنعت مخابرات، چیزی هم رده دسترسی به غذا، سلامت و داشتن سرپناه است.
جادی در وبلاگ خود می‌نویسد نظرات منتقدانی چون تحلیلگر نشریه فوربس را هم می‌نویسد که از نظر او هوای پاک و دسترسی رایگان به آب سالم پیش از اینترنت باید جزو حقوق بشر قرار گیرند.
به نظر او پس از یک طرف حرف آقای توره درست است: پهنای باند بالا یکی از اولین حقوق شهروندی است که یک جامعه آزاد را با یک جامعه شبه‌زندان متفاوت می‌کند. اما همزمان این ایده دقیق نیست. مساله این است که اعلام پهنای باند بالا به عنوان یک حق بشری، ضرری ندارد اما مشکل خاصی را هم حل نمی‌کند و احتمالا حتی به دردسر و هیجانش هم نمی‌ارزد. اگر یک روز اعلام شود که از امروز سازمان ملل اینترنت را به عنوان یک حق انسانی معرفی کرده، اکثرا خوشحال می‌شویم اما فکر می‌کنید این جریان واقعا چه فرقی در وضعیت ارتباطی مردم کره شمالی ایجاد خواهد کرد؟ علاوه بر این بحث قیمت هم مطرح است. آیا حقوق بشر فروشی است؟ حالا هم تحصیل و درمان و غیره همه و همه جزو حقوق بشر هستند و همه هم به راحتی به بهترین نمونه آن‌ها دسترسی دارند اما فقط و فقط اگر توان پرداخت هزینه‌اش را داشته باشند. آیا قرار است اینترنت با پهنای باند هم در کنار همین‌ها قرار بگیرد؟

دربارهٔ Majid

مجید هستم، نویسنده این وبلاگ. هر روز که از عمر رژیم جمهوری اسلامی میگذرد ناکارامد بودن این رژیم بیش از پیش مشخص میشود. وقت ان رسیده است که قدرت و سیاست به صاحبان اصلی ان که همانا مردم ایران هستند سپرده شود.پایان دیکتاتوری نزدیک است.آزاد باش ای ایران...!
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s