به کدامین جرم و گناه بهترین فرزندان و خدمتگزاران این دیار در زندان اند؟

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با صدور بیانیه ای ضمن اعتراض با برخوردهای ضد حقوق بشری و ضد انسانی صورت گرفته با زندانیان سیاسی، انتقال بهمن احمدی امویی به زندان رجائی شهر و به دنبال آن انتقال وی به انفرادی این زندان را محکوم کردند.

به گزارش نوروز، در بخشی از این بیانیه آمده است: “آیا این گونه اقدامات ضد حقوق بشری و ضد شرعی و ضد انسانی حتی برای هواخواهان جمهوری اسلامی به واقع قابل توجیه است که بتوان به تبع آن جامعه جهانی را توجیه نمود؟ مسئولین محترم قوه قضائیه چگونه و با چه توجیهی این اقدامات غیرقانونی را مشروعیت می بخشند. چگونه زندگی زوجین جوان را به مخاطرات جدی می افکنند و می توانند خواب آسوده داشته باشند؟ این که مهسا امرآبادی در درون زندان اوین و ژیلا بنی یعقوب در بیرون زندان امکان ملاقات با همسران خود را که یکی در بند عمومی و دیگری در انفرادیِ زندانی در استانی دیگر اسیرند، نداشته باشند رضایت خاطر چه کسانی را جلب می کند و دل هایشان را آرام می کند؟”

متن کامل این بیانیه در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی لم اسلّط علی حسن ظنّی قنوط الایاس ولاانقطع رجائی من جمیل کرمک.

در ماه مبارک شعبان، و در آستان اعیاد شعبانیه، ما خانواده های زندانیان سیاسی چشمان امیدوار خود را به رحمت الهی دوخته ایم تا بارقه های لطف و کرمش شامل حالمان شود. و فرازهای عالی دعای شعبانیه فرصت و مجال راز و نیازی درخور خدائیش برایمان فراهم می آورد اما امان از بندگان خدا که روح خدایی در جسم خاکی شان دمیده شده و صفات او را به فراموشی سپرده اند!

مسئولین قوه قضائیه ما که باید عدالت را به شهروندان پیشکش کنند، دم از قانون می زنند و بی قانونی را نصب العین قرار داده اند. چرا؟؟؟ بارها پرسش کرده ایم که به کدامین جرم و گناه بهترین فرزندان و خدمتگزاران این دیار در زندان و حبس و حصرند و محروم از حقوق اولیه خود اما پاسخمان را با ایجاد شرایط بدتر برای عزیزانمان گرفته ایم. بارها پرسش کردیم که زندان های طویل المدت و محرومیت های بیست ساله و سی ساله از حقوق اجتماعی براساس چه منطقی توسط قضات به عنوان حکم به فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و دانشجویان بی گناه داده می شود اما با پدیده های غریبی چون قرنطینه و انفرادی های طولانی در زمان اجرای حکم و زندان در تبعید مواجه شدیم و هنوز از حیرت این عجایب به در نیامده و اعتراض هایمان به جواب نرسیده شاهد تکرار بی قانونی ها هستیم.

بعد از صدور و اجرای احکام زندان در تبعید ضیاء نبوی و مجید دری و انتقال جمعی از زندانیان سیاسی به زندان رجائی شهر که اینک در استان البرز قرار دارد و انتقال سید مصطفی تاجزاده به قرنطینه و انفرادی، که منجر به روزه داری اعتراضی وی از ۲۰ بهمن ماه ۸۹ تا کنون شده است، هنوز از شوک این اقدامات غیرقانونی درنیامده شاهد اجرای حکم نرگس محمدی و انتقال وی به زندان زنجان در کنار زندانیان عادی و تأیید حکم سیزده سال زندان در تبعید برای وکیل عدالت خواه و آزادی طلب عبدالفتاح سلطانی بودیم و اینک چندروزی است که خبر محیرالعقول انتقال بهمن احمدی امویی به زندان رجائی شهر و به دنبال آن انتقال وی به انفرادی این زندان ما را سخت نگران استمرار این اقدامات غیرقانونی کرده است.

به راستی آیا فشاری که بر زندانیان سیاسی ما با محرومیت ها از حقوق اولیه شان حتی به عنوان یک زندانی عادی و نیز بر خانواده هایشان روا داشته می شود به نظر اندک می رسد که با تشدید این فشارها زندگی را برآنان تنگ و شرایط عسروحرج برایشان به وجود می آورند؟

آیا این گونه اقدامات ضد حقوق بشری و ضد شرعی و ضد انسانی حتی برای هواخواهان جمهوری اسلامی به واقع قابل توجیه است که بتوان به تبع آن جامعه جهانی را توجیه نمود؟ مسئولین محترم قوه قضائیه چگونه و با چه توجیهی این اقدامات غیرقانونی را مشروعیت می بخشند. چگونه زندگی زوجین جوان را به مخاطرات جدی می افکنند و می توانند خواب آسوده داشته باشند؟ این که مهسا امرآبادی در درون زندان اوین و ژیلا بنی یعقوب در بیرون زندان امکان ملاقات با همسران خود را که یکی در بند عمومی و دیگری در انفرادیِ زندانی در استانی دیگر اسیرند، نداشته باشند رضایت خاطر چه کسانی را جلب می کند و دل هایشان را آرام می کند؟!!! آیا خدای این جوانان از مصائبی که برآنان می رود راضی است یا پیامبر رحمة للعالمین که این ماه متعلق به اوست و یا بندگان خدا که سیره علوی را از برخورد با حضرت با ستم کننده به آن زن یهودی به یاد دارند و رفتارش با قاتل خود در رمضانی که پیش روی ماست؟!

آیا عسروحرجی که خانواده های دانشجویان زندانی در تبعید، مجید دری، ضیاء نبوی، مجید توکلی و خانواده نرگس محمدی و دیگر زندانیان در تبعید با آن روبرو هستند، توجیه شرعی دارد و اگر دارد چرا برای تنویر افکار عمومی شرح و تفسیر نمی شود؟

ما خانواده های زندانیان سیاسی در این ماه مبارک و در آستانه میلاد منجی بشریت از ظلم و ستم فراگیر بندگان خدا از خالق یکتا و قادر متعال تمنا داریم که هرگز یأس و ناامیدی را بر حسن ظن ما غلبه ندهد و امید ما را به لطف و کرمش منقطع نگرداند. و از بندگان او که در دنیای محل بلا و ابتلا چند روزی بر کرسی قدرت نشسته اند انتظار داریم که عاقبت خویش را با رنجش و آزار بیشتر مردمان و به فغان آوردن مظلومان و شکستن دل هایی بیشتر خراب نکنند و این روزها و شب ها را دریابند به امید عاقبت به خیری.

ما خانواده های زندانیان سیاسی ضمن آرزوی رهایی هرچه زودتر همه عزیزانمان از بند در آستانه نیمه شعبان و ضمن دلجویی از خانواده بهمن احمدی امویی که در حال حاضربه شکل غیرقانونی در انفرادی زندان رجائی شهر بازداشت است، مصرانه تقاضا داریم که اگر عزیزانمان را به آغوش خانواده هایشان بازنمی گردانند لااقل شرایط دشوار قرنطینه و انفرادی و تبعید و ممنوع الملاقاتی و قطع ارتباط و تماس با عزیزانمان را که هیچ گونه برازنده نظام جمهوری اسلامی نیست، مورد تجدید نظر فوری قرار دهند.

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی-1391/4/7

دربارهٔ Majid

مجید هستم، نویسنده این وبلاگ. هر روز که از عمر رژیم جمهوری اسلامی میگذرد ناکارامد بودن این رژیم بیش از پیش مشخص میشود. وقت ان رسیده است که قدرت و سیاست به صاحبان اصلی ان که همانا مردم ایران هستند سپرده شود.پایان دیکتاتوری نزدیک است.آزاد باش ای ایران...!
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s